شهر آشوب
دکتر شمیسا درکتاب انواع ادبی خود :شهر آشوب رااز نظر فروع هجو دانسته و شعری که در هجو یک شهر و نکوهش ازمردم آن جا باشد .
مانند رباعی مجیرالدین بیلقانی در هجو اصفهان :
گفتم ز صفاهان مدد جان خیزد لعلی است مروت که از کان خیزد
کی دانستم که مردمش کورانند با ان همه سرمه کز صفاهان خیزد
وهمین رباعی بود که اصفهانیان را بر خاقانی خشمگین ساخت و اوبیت زیر را سرود:
جرم ز شاگرد پس عتاب بر استاد؟ اینت به استاد اصدقای صفاهان
ویا زمانی که خاقانی درسفر ری بیمار شدوو قصیده ای در مذمت آب و هوای ری سرود
ری در قفای جان من افتاد ومن به جهد جان می برم که تیغ اجل در قفای ری
دیدم سحر گهی ملک الموت را که پای بی کفش می گریخت زدست وبای ری
شهر آشوب گاهی اوقات به اشعاری گفته می شود که در باب اصناف و صاحبان حرف شهر ی سخنی رود .
شاید این اشعار باعث آاشوب و فتنه در اصناف می شده است که اسم ان را شهر آشوب گذاشته اند . به شهر آشوب گاهی شهر انگیز، عالم آشوب، دهر آشوب ، جهان آشوب و فلک آشوب نیز می گویند. شفائی در باب تقی الدین اوحدی صاحب تذکره عرفات العاشقین می گوید:
هجو شهر آشوب من مشهوردر افاق شد عالم آشوب تو در کوره دهی مشهور نیست
قدیمی ترین شهر آشوب از مسعود سعد سلمان به یادگار مانده است.که دروصف دلبر آهنگر ، کشتی گیر طبیب و...می باشد.
مسعود سعد سلمان در وصف طبیب این گونه سروده است :
ای ماهروی،طبیبی و حاذقی دردست توست جان پدر ،جان هر کسی
فرمان تو روان شده بر هرکسی وباز بر تو روان نبینم فرمان کسی
درمان ما بدان کز توست در دمن آری طبیب داند درمان هر کسی
مهستی گنجوی را پایه گذار مکتب شهر آشوب در قالب رباعی شناخته اند وی در شهر آشوب خود با چیرگی خاصی صاحبان حرف و صنایعی مانند: بزاز ،خیاط ،بافنده، نانوا، صحاف، کله پز، حجامت کننده، قصاب ،کفشگر ،محتسب ،میوه فروش، نجار، نعل بند، کلاه دوز ،و...می پردازد. مانند این رباعی مهستی گنجوی:
قصاب چنان عادت اوست مرا بفکند و بکشت ، کاین چنین خوست مرا
سرباز زند به عذر می نهد بر پایم دو می دمدم تا بکند پوست مرا
مهم ترین شاعران فارسی که در زمینه ی شهر آشوب شعر سروده اندعبارتند:مسعود سعد سلمان،حکیم سنایی غزنوی،مهستی گنجوی ، کمال الدین کوتاه پای ،امیر خسرو دهلوی، سیفی بخاری، خواند میر، لسانی شیرازی،حیرتی تونی
از نظر جامعه شناسی این نوع شعر به واسطه ی اشتمال بر کاربرد لغات و اصطلاحات فنی و اسامی کار افزار ها و ذکر صنایع و حرف رایج در ادوار گوناگون فواید بسیاری در بردارد.
سرایند گان شهر آشوب در عین حال که قصد تفنن و هنر نمایی داشته اند متوجه ی این نکته بوده اند که تعریف خشک و بی روح از هنر و ذکر آلات و افزار کار چندان لطفی ندارد،لذا صنعتگر و پیشه ور را یک محبوب فتنه گر و شهر آشوب وانمود ساخته و از عشق و عاشقی سخن به میان آورده اند .وحتی در ایجا د اغتشاش و بی نظمی شهری نقش داشته اند و مدت زمانی موقعیت یک شهر را دچار آشوب کنند و یا فنون وحرف رادر قالب شعر وبیان عاشقانه مطرح سارند.
شهر آشوب ، ابتکار و ابداع ایرانیان بوده و شعرای ترک نیز از ایشان تقلید کرده اند.این نوع شعر در دوره ی تیموری رشد ورونق بیشتری یافت ودر دوره ی صفوی به اوج خود رسید با مطالعه ی این اشعار می توانیم بر بخش هایی از جامعه شناسی اقتصادی و اجتماعی آن ایام واقف شویم .
منابع:
1-انواع ادبی و اثر آن در زبان فارسی حسین رزمجو
2- انواع ادبی سیروس شمیسا
3-لغت نامه دهخدا
4- لغت نامه دکتر معین ا